پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی

فرخی یزدی

غزلیات

۱۸۹ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۶۱ دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشت
  2. شمارهٔ ۶۲ پیشِ عاقل بی‌تَخَصُّص گر عمل معقول نیست
  3. شمارهٔ ۶۳ غیر خون آبروی توده زحمتکش نیست
  4. شمارهٔ ۶۴ زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  5. شمارهٔ ۶۵ چمن از لاله چو بنهاد به سر افسر سرخ
  6. شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوق‌الدوله آن دست دوستی که در اول نگار داد
  7. شمارهٔ ۶۷ این ستمکاران که می‌خواهند سلطانی کنند
  8. شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده) باید این دور اگر عالی و گردون باشد
  9. شمارهٔ ۶۹ ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد
  10. شمارهٔ ۷۰ - در زندان قصر به زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد
  11. شمارهٔ ۷۱ «خیزید ز بیدادگران داد بگیرید
  12. شمارهٔ ۷۲ ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود
  13. شمارهٔ ۷۳ نارفیقان چون به یکرنگان دو رنگی می‌کنند
  14. شمارهٔ ۷۴ آنکه اندر دوستی ما را در اول یار بود
  15. شمارهٔ ۷۵ دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
  16. شمارهٔ ۷۶ جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
  17. شمارهٔ ۷۷ با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
  18. شمارهٔ ۷۸ با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند
  19. شمارهٔ ۷۹ در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید
  20. شمارهٔ ۸۰ پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند
  21. شمارهٔ ۸۱ اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
  22. شمارهٔ ۸۲ ابر چشم از سوز دل تا گریه را سر می‌کند
  23. شمارهٔ ۸۳ کام دلم ز وصل تو حاصل نمی‌شود
  24. شمارهٔ ۸۴ این غرقه به خاک و خون دلی بود
  25. شمارهٔ ۸۵ چون ز شهر آن شاهد شیرین‌شمایل می‌رود
  26. شمارهٔ ۸۶ خرم آن روزی که ما را جای در میخانه بود
  27. شمارهٔ ۸۷ سراپا کاخ این زورآوران گر زیوری دارد
  28. شمارهٔ ۸۸ بهار آمد و در جام باده باید کرد
  29. شمارهٔ ۸۹ شد بهار و مرغ دل افغان چه بلبل می‌کند
  30. شمارهٔ ۹۰ کاخِ جورِ تو گر از سیم بنایی دارد
  31. شمارهٔ ۹۱ نازم آن سروِ خرامان را که از بس ناز دارد
  32. شمارهٔ ۹۲ دلم امروز چون قمری سر نالیدنی دارد
  33. شمارهٔ ۹۳ چون سبو در پای خم هر کس چو من سر سوده بود
  34. شمارهٔ ۹۴ هر آنکه سخت به من لافِ آشنایی زد
  35. شمارهٔ ۹۵ گر یوسفِ من جلوه چنین خوب نماید
  36. شمارهٔ ۹۶ دل مایه ناکامی است از دیده برون باید
  37. شمارهٔ ۹۷ پاسبان خفته این دار گر بیدار بود
  38. شمارهٔ ۹۸ - اولین کابینه سردار سپه آنان که بی‌مطالعه تقدیر می‌کنند
  39. شمارهٔ ۹۹ بهر آزادی هر آن کس استقامت می‌کند
  40. شمارهٔ ۱۰۰ - اشاره به نبش قبر کلنل پسیان با من ای دوست ترا گر سرِ پرخاش نبود
  41. شمارهٔ ۱۰۱ گر پریشان خم گیسوی تو از شانه نبود
  42. شمارهٔ ۱۰۲ چنان کز تاب آتش آب از گرمابه می‌ریزد
  43. شمارهٔ ۱۰۳ آن دسته که سرگشته سودای جنونند
  44. شمارهٔ ۱۰۴ باز دلبر به دلم عزم شبیخون دارد
  45. شمارهٔ ۱۰۵ میْ‌پرستانی که از دور فلک آزرده‌اند
  46. شمارهٔ ۱۰۶ هر شرارت در جهان فرزند آدم می‌کند
  47. شمارهٔ ۱۰۷ عمری‌ست کز جگر، مژه خوناب می‌خورد
  48. شمارهٔ ۱۰۸ آنچه را با کارگر سرمایه‌داری می‌کند
  49. شمارهٔ ۱۰۹ گر از دو روز عمر مرا یک نفس بماند
  50. شمارهٔ ۱۱۰ توده را با جنگ صنفی آشنا باید نمود
  51. شمارهٔ ۱۱۱ آنکه از آرا خریدن مَسنَدِ عالی بگیرد
  52. شمارهٔ ۱۱۲ باز طوفان بلا لجهٔ خون می‌خواهد
  53. شمارهٔ ۱۱۳ رسم و ره آزادی یا پیشه نباید کرد
  54. شمارهٔ ۱۱۴ گر بدین سان آتشِ کین شعله‌ور خواهی نمود
  55. شمارهٔ ۱۱۵ آن غنچه که نشکفت ز حسرت دل ما بود
  56. شمارهٔ ۱۱۶ هر جا سخن از جلوه آن ماه پری بود
  57. شمارهٔ ۱۱۷ یک دم دل ما از غم، آسوده نخواهد شد
  58. شمارهٔ ۱۱۸ کانون حقیقت دهن بسته ما بود
  59. شمارهٔ ۱۱۹ دی تا دل شب آن بت طناز کجا بود؟
  60. شمارهٔ ۱۲۰ چو مهربان مَهِ من جلوه بی‌نقاب کند

متن اشعار به نقل از گنجور.