پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۳

غیر خون آبروی توده زحمتکش نیست

باد بر هم زنِ خاکستر این آتش نیست

هست سیم و زر ما پاکدلان پاکی قلب

قلب قلب است که درگاه محک، بی‌غش نیست

در کمان خانه ابروی تو در گاه نگاه

تیرهائیست که در ترکش کی آرش نیست

من نه تنها ز غم عشق تو دیوانه شدم

عاقلی نیست که مجنون تو لیلی وش نیست

بهر تسخیر ادا می کند این شیخ ریا

آنچه در قاعده سیبوی واخفش نیست

همه از کثرت بدبختی خود می‌نالند

گوییا در همه آفاق کسی دلخوش نیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۵چمن از لاله چو بنهاد به سر افسر سرخ
  2. شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوق‌الدولهآن دست دوستی که در اول نگار داد
  3. شمارهٔ ۶۷این ستمکاران که می‌خواهند سلطانی کنند
  4. شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده)باید این دور اگر عالی و گردون باشد
  5. شمارهٔ ۶۹ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد
  6. شمارهٔ ۷۰ - در زندان قصربه زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد
  7. شمارهٔ ۷۱«خیزید ز بیدادگران داد بگیرید
  8. شمارهٔ ۷۲ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.