پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۱

«خیزید ز بیدادگران داد بگیرید

وز دادستانانِ جهان یاد بگیرید

در دادستانی رَه و رسم ار نشناسید

در مدرسه این درس ز استاد بگیرید

از تیشه و از کوهِ گران یاد بیارید

سرمشق در این کار ز فرهاد بگیرید

فاسد شده خون در بدنِ عارف و عامی

دستورِ حکیمانه ز فَصّاد بگیرید»

تا چند چو صیدید گرفتارِ دَد و دام

از دام برون آمده صَیّاد بگیرید

ضَحّاکِ عَدو را به چکش مغز توان کوفت

سرمشق گر از کاوهٔ حَدّاد بگیرید

آزادی ما تا نشود یکسره پامال

در دست ز کین دشنهٔ پولاد بگیرید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۳نارفیقان چون به یکرنگان دو رنگی می‌کنند
  2. شمارهٔ ۷۴آنکه اندر دوستی ما را در اول یار بود
  3. شمارهٔ ۷۵دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
  4. شمارهٔ ۷۶جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
  5. شمارهٔ ۷۷با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
  6. شمارهٔ ۷۸با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند
  7. شمارهٔ ۷۹در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید
  8. شمارهٔ ۸۰پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.