پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۳

نارفیقان چون به یکرنگان دو رنگی می‌کنند

از چه تفسیر دو رنگی را زرنگی می‌کنند

در مقام صلح این قوم ار سپر انداختند

تیغ بازی با سلحشوران جنگی می‌کنند

دیو را خوانند همسنگ پری هنگام مهر

روم را درگاه کین همرنگ زنگی می‌کنند

عرض و طول ارض را از بهر خود خواهند و بس

با همه روزی فراخی چشم تنگی می‌کنند

شیر مردی را اگر بینند این روبه‌وَشان

خرد با سرپنجه‌ای خوی پلنگی می‌کنند

نام آزادی برای خویش سازند انحصار

بازی این رل را حریفان با قشنگی می‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۵دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
  2. شمارهٔ ۷۶جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
  3. شمارهٔ ۷۷با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
  4. شمارهٔ ۷۸با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند
  5. شمارهٔ ۷۹در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید
  6. شمارهٔ ۸۰پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند
  7. شمارهٔ ۸۱اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
  8. شمارهٔ ۸۲ابر چشم از سوز دل تا گریه را سر می‌کند
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.