پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند

چرخ نوبت را به نام نامی او می‌زند

وآنکه شد تسلیم عدل و پیش قانون سر نهاد

پایه قدرش به کاخ مهر پهلو می‌زند

تا بود سرمایه بهر درهمی سرمایه‌دار

خویشتن را از طمع زین سو بدان سو می‌زند

گر ندیدی حمله مالک به دهقان ضعیف

گرگ را بنگر، چسان خود را به آهو می‌زند

شه اگر مستعصم و ایران اگر بغداد نیست

دشمن اینجا پس چرا بانگ هلاکو می‌زند

در غزل گفتن غزال فکر بکر فرخی

طعنه بر گفتار سعد و شعر خواجو می‌زند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند
  2. شمارهٔ ۸۱اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
  3. شمارهٔ ۸۲ابر چشم از سوز دل تا گریه را سر می‌کند
  4. شمارهٔ ۸۳کام دلم ز وصل تو حاصل نمی‌شود
  5. شمارهٔ ۸۴این غرقه به خاک و خون دلی بود
  6. شمارهٔ ۸۵چون ز شهر آن شاهد شیرین‌شمایل می‌رود
  7. شمارهٔ ۸۶خرم آن روزی که ما را جای در میخانه بود
  8. شمارهٔ ۸۷سراپا کاخ این زورآوران گر زیوری دارد
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.