پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۹

در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید

سخت از این سست‌مردم قتل بی‌اندازه باید

تا مگر از زردرویی رخ بتابیم ای رفیقان

چهرهٔ ما را ز خونِ سرخ دشمن غازه باید

نامِ ما، در پیشِ دنیا پست از بی‌همّتی شد

غیرتی چون پورِ کیخسرو بلندآوازه باید

می‌کند تهدید ما را این بنای ارتجاعی

مُنهَدِم این کاخ را از صَدر تا دروازه باید

فرخی از زندگانی تنگدل شد در جوانی

دفترِ عمرش به دستِ مرگ بی‌شیرازه باید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۱اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
  2. شمارهٔ ۸۲ابر چشم از سوز دل تا گریه را سر می‌کند
  3. شمارهٔ ۸۳کام دلم ز وصل تو حاصل نمی‌شود
  4. شمارهٔ ۸۴این غرقه به خاک و خون دلی بود
  5. شمارهٔ ۸۵چون ز شهر آن شاهد شیرین‌شمایل می‌رود
  6. شمارهٔ ۸۶خرم آن روزی که ما را جای در میخانه بود
  7. شمارهٔ ۸۷سراپا کاخ این زورآوران گر زیوری دارد
  8. شمارهٔ ۸۸بهار آمد و در جام باده باید کرد
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.