پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۷۲

ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود

وین بنای سست‌پی را سرنگون باید نمود

از برای نشر آزادی زبان باید گشاد

ارتجاعیون عالم را زبون باید نمود

تا که در نوع بشر گردد تساوی برقرار

سعی در الغاء القاب و شئون باید نمود

ثروت آن کس که می‌باشد فزون باید گرفت

وآنکه کم از دیگران دارد فزون باید نمود

منزل جمعی پریشان، مسکن قومی ضعیف

قصرهای عالی اشراف دون باید نمود

صلح کل چون مستقر شد خارج از جمع لغات

اصطلاح توپ و شمشیر و قشون باید نمود

پاک تا سطح زمین گردد ز ناپاکان «حبیب»

ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۴آنکه اندر دوستی ما را در اول یار بود
  2. شمارهٔ ۷۵دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
  3. شمارهٔ ۷۶جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
  4. شمارهٔ ۷۷با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
  5. شمارهٔ ۷۸با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند
  6. شمارهٔ ۷۹در کهن ایرانِ ویران انقلابی تازه باید
  7. شمارهٔ ۸۰پیش خود تا فکر نفع بینهایت می‌کند
  8. شمارهٔ ۸۱اگر مرد خردمندی تو را فرزانگی باید
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.