پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۹

ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد

یک سلسله دیوان را در سلسله باید کرد

تا این سر سودایی، از شور نیفتاده

در راه طلب پا را، پُر آبله باید کرد

بدبختیِ ما تنها از خارجه چون نَبْوَد

هر شِکوِه که ما داریم از داخله باید کرد

با جامهٔ مُستَحفِظ در قافله دزدانند

این راهزنان را طرد، از قافله باید کرد

اهریمنِ استبداد، آزادیِ ما را کشت

نه صبر و سکون جایز، نه حوصله باید کرد

مابینِ بشر شد سد، چون مسئلهٔ سرحد

زین بعد ممالک را، بی‌فاصله باید کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۱«خیزید ز بیدادگران داد بگیرید
  2. شمارهٔ ۷۲ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود
  3. شمارهٔ ۷۳نارفیقان چون به یکرنگان دو رنگی می‌کنند
  4. شمارهٔ ۷۴آنکه اندر دوستی ما را در اول یار بود
  5. شمارهٔ ۷۵دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
  6. شمارهٔ ۷۶جز شور و شر از چشم سیاه تو نریزد
  7. شمارهٔ ۷۷با تو در پرده دلم راز و نیازی دارد
  8. شمارهٔ ۷۸با ادب در پیش قانون هرکه زانو می‌زند
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.