پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوق‌الدوله

آن دست دوستی که در اول نگار داد

با دشمنی به خون دل آخر نگار داد

دیدی که باغبان جفاپیشه عاقبت

بر باد آشیانه چندین هزار داد

می خواست خون ز کشور دارا رود چو جوی

دستی که تیغ کید به جانوسیار داد

با اختیار تام کند طرد و قتل و حبس

ای داد از کسی که به او اختیار داد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده)باید این دور اگر عالی و گردون باشد
  2. شمارهٔ ۶۹ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد
  3. شمارهٔ ۷۰ - در زندان قصربه زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد
  4. شمارهٔ ۷۱«خیزید ز بیدادگران داد بگیرید
  5. شمارهٔ ۷۲ز انقلابی سخت جاری سیل خون باید نمود
  6. شمارهٔ ۷۳نارفیقان چون به یکرنگان دو رنگی می‌کنند
  7. شمارهٔ ۷۴آنکه اندر دوستی ما را در اول یار بود
  8. شمارهٔ ۷۵دل در کف بیداد تو جز داد ندارد
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.