پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۹۸ - اولین کابینه سردار سپه

آنان که بی‌مطالعه تقدیر می‌کنند

خواب ندیده است که تعبیر می‌کنند

عمری بود که کافر راه محبتیم

ما را دگر برای چه تکفیر می‌کنند

بازیگران که با دم شیرند آشنا

غافل که تکیه بر دم شمشیر می‌کنند

در خاک پاک ری که عزازیل را رُنود

با آب رشوه راحت و تطهیر می‌کنند

تا زر بود میان ترازو من و ترا

با زور آن مساعده تسخیر می‌کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۰ - اشاره به نبش قبر کلنل پسیانبا من ای دوست ترا گر سرِ پرخاش نبود
  2. شمارهٔ ۱۰۱گر پریشان خم گیسوی تو از شانه نبود
  3. شمارهٔ ۱۰۲چنان کز تاب آتش آب از گرمابه می‌ریزد
  4. شمارهٔ ۱۰۳آن دسته که سرگشته سودای جنونند
  5. شمارهٔ ۱۰۴باز دلبر به دلم عزم شبیخون دارد
  6. شمارهٔ ۱۰۵میْ‌پرستانی که از دور فلک آزرده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۰۶هر شرارت در جهان فرزند آدم می‌کند
  8. شمارهٔ ۱۰۷عمری‌ست کز جگر، مژه خوناب می‌خورد
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.