پرش به محتوای اصلی
فرخی یزدی فرخی یزدی

غزلیات

شمارهٔ ۶۱

دوش از مهر به من آن مه محبوب گذشت

چشم بد دور که آن ماه به من خوب گذشت

مگذر از بیشه ما نیست گرت جرأت شیر

که در اینجا نتوان با دل مرعوب گذشت

مردم از کشمکش زندگی و حیف که عمر

همه در پیچ و خم کوچه آشوب گذشت

فرخی عمر امانی نفسی بیش نبود

آن هم از آمد و شد گر بد و گر خوب گذشت

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۶۳غیر خون آبروی توده زحمتکش نیست
  2. شمارهٔ ۶۴زندگانی گر مرا عمری هراسان کرد و رفت
  3. شمارهٔ ۶۵چمن از لاله چو بنهاد به سر افسر سرخ
  4. شمارهٔ ۶۶ - در انتقاد از دولت وثوق‌الدولهآن دست دوستی که در اول نگار داد
  5. شمارهٔ ۶۷این ستمکاران که می‌خواهند سلطانی کنند
  6. شمارهٔ ۶۸ - در زندان قصر (گویا این غزل موجب قتل فرخی گردیده)باید این دور اگر عالی و گردون باشد
  7. شمارهٔ ۶۹ای دودهٔ طهمورث، دل یکدله باید کرد
  8. شمارهٔ ۷۰ - در زندان قصربه زندان قفس مرغ دلم چون شاد می‌گردد
همه‌ی غزلیات ←

فرخی یزدی درباره‌ی فرخی یزدی

میرزا محمد فرخی یزدی ملقب به تاج الشعرا (۱۲۶۸ شمسی – ۲۵ مهر ۱۳۱۸ شمسی) شاعر و روزنامه‌نگار آزادی‌خواه و دموکرات صدر مشروطیت است. وی سردبیر روزنامهٔ طوفان بود. او همچنین نمایندهٔ مردم یزد در دوره هفتم مجلس شورای ملی بود و در زندان قصر کشته شد. مدفن او ناشناخته است.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.