پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی

غزلیات

۳۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم
  2. شمارهٔ ۲۴۲ در هجر تو پروای دل زار ندارم
  3. شمارهٔ ۲۴۳ پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم
  4. شمارهٔ ۲۴۴ کجا اندیشه از چشم بد ایام می‌کردم؟
  5. شمارهٔ ۲۴۵ چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
  6. شمارهٔ ۲۴۶ نیم جانی بود تا جا بود در میخانه‌ام
  7. شمارهٔ ۲۴۷ کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
  8. شمارهٔ ۲۴۸ گله تا حشر اگر زیار کنم
  9. شمارهٔ ۲۴۹ مپندار نا شادی یار دارم
  10. شمارهٔ ۲۵۰ باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمده‌ام
  11. شمارهٔ ۲۵۱ هرگز نیافت کس اثری در ترانه‌ام
  12. شمارهٔ ۲۵۲ گرچه در باغ سر کوی تو ای گل خارم
  13. شمارهٔ ۲۵۳ گفتم از وصلش علاج درد روزافزون کنم
  14. شمارهٔ ۲۵۴ عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم
  15. شمارهٔ ۲۵۵ به زیر تیغ از بس جان خود قابل نمی‌بینم
  16. شمارهٔ ۲۵۶ چو فکر کوتهی عمر ای پسر کردم
  17. شمارهٔ ۲۵۷ پیغام تو را گر همه دل بود بریدم
  18. شمارهٔ ۲۵۸ چون نیست بدل قوت فریاد گرفتم
  19. شمارهٔ ۲۵۹ کشم ار جور از او باز وفا می‌خواهم
  20. شمارهٔ ۲۶۰ جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم
  21. شمارهٔ ۲۶۱ چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم
  22. شمارهٔ ۲۶۲ با خیالت به مراد دل خود در سخنم
  23. شمارهٔ ۲۶۳ تا برده سیه کاری زلف تو زراهم
  24. شمارهٔ ۲۶۴ گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
  25. شمارهٔ ۲۶۵ به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
  26. شمارهٔ ۲۶۶ در خیال تو به افتاده است دل از باده‌ام
  27. شمارهٔ ۲۶۷ پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم
  28. شمارهٔ ۲۶۸ امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
  29. شمارهٔ ۲۶۹ دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
  30. شمارهٔ ۲۷۰ از دست دادخواه اگر این است آه من
  31. شمارهٔ ۲۷۱ کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من
  32. شمارهٔ ۲۷۲ چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
  33. شمارهٔ ۲۷۳ رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
  34. شمارهٔ ۲۷۴ نرسد تیر تو بر پیکر من
  35. شمارهٔ ۲۷۵ گل گلزار گر از آب وگل آید بیرون
  36. شمارهٔ ۲۷۶ آه که آخر نماند ای بت دمساز من
  37. شمارهٔ ۲۷۷ با جفا جوی او مشکل شود دمساز من
  38. شمارهٔ ۲۷۸ مدعی را کرد یار خویشتن
  39. شمارهٔ ۲۷۹ همین تا از نگاهی بی‌قرارم می‌توان کردن
  40. شمارهٔ ۲۸۰ به زلف او همه دل‌های دل فگاران بین
  41. شمارهٔ ۲۸۱ ز خاک کویش ای دل گاه‌گاهی دیده روشن کن
  42. شمارهٔ ۲۸۲ کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
  43. شمارهٔ ۲۸۳ چند خونش رود از دیدهٔ نمناک برون؟
  44. شمارهٔ ۲۸۴ بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او
  45. شمارهٔ ۲۸۵ از اشک عاشقان که نماید به کوی تو
  46. شمارهٔ ۲۸۶ مقصود دو مدعای من آمد جفای تو
  47. شمارهٔ ۲۸۷ غافل است آن که از دلم دل او
  48. شمارهٔ ۲۸۸ هر که کند منع من از روی تو
  49. شمارهٔ ۲۸۹ شب‌های هجر خواب به چشم پر آب کو؟
  50. شمارهٔ ۲۹۰ گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
  51. شمارهٔ ۲۹۱ در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
  52. شمارهٔ ۲۹۲ کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه
  53. شمارهٔ ۲۹۳ دردا که وفا در این زمانه
  54. شمارهٔ ۲۹۴ به بند زلف آن دلبر دلم همراه جان مانده
  55. شمارهٔ ۲۹۵ یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه
  56. شمارهٔ ۲۹۶ نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه
  57. شمارهٔ ۲۹۷ ز آن روی جان بخش ز آن قد دلخواه
  58. شمارهٔ ۲۹۸ از او به یاری بختم امید غمخواری
  59. شمارهٔ ۲۹۹ غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
  60. شمارهٔ ۳۰۰ ای صاف‌تر تو را ز هر آئینه سینه‌ای

متن اشعار به نقل از گنجور.