پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

کشم ار جور از او باز وفا می‌خواهم

بین چه‌ها می‌کشم از یار و چه‌ها می‌خواهم

از خدا بر کف او تیغ جفا می‌خواهم

راحت خلق خدا را ز خدا می‌خواهم

بس که خواهم که به آمیزش کس خو نکنی

خویش را هم ز تو پیوسته جدا می‌خواهم

گرچه بیداد بتان کشت مرا لیک ای دل

داد خود را ز تو در روز جزا می‌خواهم

بس دگرباره مرا شوق گرفتاری توست

خویشتن را ز کمند تو رها می‌خواهم

ساده خواهم لبت از سبزهٔ خط آری دور

خضری را ز لب آب بقا می‌خواهم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱چه غم گر در برش مهر خموشی بر دهن دارم
  2. شمارهٔ ۲۶۲با خیالت به مراد دل خود در سخنم
  3. شمارهٔ ۲۶۳تا برده سیه کاری زلف تو زراهم
  4. شمارهٔ ۲۶۴گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
  5. شمارهٔ ۲۶۵به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
  6. شمارهٔ ۲۶۶در خیال تو به افتاده است دل از باده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۶۷پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم
  8. شمارهٔ ۲۶۸امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.