پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۰

جز خانه ی دل منزل جانانه ندانم

کس را بجز او صاحب این خانه ندانم

امروز که گویند تو در خانه ی مائی

از بی خودی شوق ره خانه ندانم

از خال تو افتاده بدام ار چه بود باز

مرغ دل من مایل این دانه ندانم

عیبم مکنید ار رهم افتاد به مسجد

کامروز زمستی ره میخانه ندانم

عجبی عجب از تو به مرا هست و علاجش

جز اینکه کشم یک دو سه پیمانه ندانم

افسانه ی بی خواب همی خواهد و اکنون

از من که بجز درد دل افسانه ندانم

زینسان که (سحاب) اینهمه دل بسته به هر موی

جز این که بر آن زلف زند شانه ندانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۲با خیالت به مراد دل خود در سخنم
  2. شمارهٔ ۲۶۳تا برده سیه کاری زلف تو زراهم
  3. شمارهٔ ۲۶۴گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
  4. شمارهٔ ۲۶۵به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
  5. شمارهٔ ۲۶۶در خیال تو به افتاده است دل از باده‌ام
  6. شمارهٔ ۲۶۷پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم
  7. شمارهٔ ۲۶۸امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
  8. شمارهٔ ۲۶۹دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.