پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۵

به روی غیر چو نگذاریم که در بندم

زآستان توام به که رخت بر بندم

هزار عقده فزون تر بود به رشته ی مهر

ز بس تو بگسلی و من به یکدیگر بندم

چو من به خاک درت تاکسی نیابد راه

ره سرای تو را زآب چشم تر بندم

عجب نه آتش شوق ار بسوزدش پر و بال

چو نامه ات به پر مرغ نامه بر بندم

همان نبسته گشایم به کویش آن باری

که هر دم از ستم او پی سفر بندم

دلم گرفت زو ضع جهان خوشا کنجی

که از جهان و زاهل جهان نظر بندم

کمر به دلبری آن بت چو بست زاهد داد

(سحاب) اجازه که زنار بر کمر بندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۷پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم
  2. شمارهٔ ۲۶۸امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
  3. شمارهٔ ۲۶۹دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
  4. شمارهٔ ۲۷۰از دست دادخواه اگر این است آه من
  5. شمارهٔ ۲۷۱کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من
  6. شمارهٔ ۲۷۲چندید عتاب و ناز نخواهد هلاک من
  7. شمارهٔ ۲۷۳رخ یاران دو زلف تیره پوشیدند از یاران
  8. شمارهٔ ۲۷۴نرسد تیر تو بر پیکر من
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.