پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۲

با خیالت به مراد دل خود در سخنم

آه اگر چرخ جفا پیشه بداند که منم

رشک در عشق به یعقوب مرا وقتی نیست

که رسد بوئی از آن یوسف گل پیرهنم

یابد از خنجر خونریز که ام کشته به حشر

هر که مژگان تو را بیند و خونین کفنم

بهر آزردن من یار پی رنجش غیر

امشب از بهر چه خوانده است در این انجمنم

ترک سر گفته نهادم به رهت پای طلب

زان که سر در ره عشق تو بود بار تنم

بی اثر نیست چو مرغ چمنم ناله (سحاب)

که نه چون مرغ چمن مایل سرو چمنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۴گر قصه ای از زلف چو چوگان تو آرم
  2. شمارهٔ ۲۶۵به روی غیر چو نگذاریم که در بندم
  3. شمارهٔ ۲۶۶در خیال تو به افتاده است دل از باده‌ام
  4. شمارهٔ ۲۶۷پنهان ز مدعی به کناری گرفته‌ایم
  5. شمارهٔ ۲۶۸امید مهر به هر کس که بود جز تو گسستم
  6. شمارهٔ ۲۶۹دل شد از دست و به راه طلبش آنچه دویدم
  7. شمارهٔ ۲۷۰از دست دادخواه اگر این است آه من
  8. شمارهٔ ۲۷۱کاش اکنون که به کوی تو بود منزل من
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.