پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۲

در هجر تو پروای دل زار ندارم

من در غم خویشم به کسی کار ندارم

دانی که میان من و زهاد چه فرق است؟

فرقی که من از کار خود انکار ندارم

گربار به اغیار دهی گر نروم من

زین گونه که من طاقت این کار ندارم

خاموشی من پیش تو از راه ادب نیست

حرفی که کنم جرأت اظهار ندارم

منصور صفت پرده زکار خود ازین پس

بردارم و اندیشه ای از دار ندارم

آن نرگس بیمار ز خود بی خبرم ساخت

چندان که خبر از دل بیمار ندارم

بی رخصت من کس به چمن نامد و اکنون

اذن نگه از رخنه ی دیوار ندارم

جایی که توان کرد (سحابا) گله از یار

من شکر ز چرخ و گله ز اغیار ندارم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۴کجا اندیشه از چشم بد ایام می‌کردم؟
  2. شمارهٔ ۲۴۵چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
  3. شمارهٔ ۲۴۶نیم جانی بود تا جا بود در میخانه‌ام
  4. شمارهٔ ۲۴۷کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
  5. شمارهٔ ۲۴۸گله تا حشر اگر زیار کنم
  6. شمارهٔ ۲۴۹مپندار نا شادی یار دارم
  7. شمارهٔ ۲۵۰باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمده‌ام
  8. شمارهٔ ۲۵۱هرگز نیافت کس اثری در ترانه‌ام
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.