پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم

بر دل از رشک رقیبان نیز یاری داشتم

رفت خاک من به باد آنجا خوشا وقتی که من

بر سر آن کوی از خود یادگاری داشتم

جان اگر آسان ندادم از گران جانی مدان

زآن که در هنگام مردن انتظاری داشتم

اعتبار غیر را نبود در آن کو اعتبار

کآنچه روزی داشت او من روزگاری داشتم

باغ حسنش را خزان آمد چو بلبل کاشکی

زین خزان من نیز امید بهاری داشتم

قوت بازویت ای صیاد کمتر بود کاش

تا زپیکان تو در دل یادگاری داشتم

دل زبهر عود مجمر جان برای شمع بزم

در حریم دوست هر یک را به کاری داشتم

گاه گاهی با سگانش همنشین بودم (سحاب)

پیش از این من هم در آن کو اعتباری داشتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵چه غم که ریخته شد بال و پر ز سنگ توام
  2. شمارهٔ ۲۴۶نیم جانی بود تا جا بود در میخانه‌ام
  3. شمارهٔ ۲۴۷کی شکایت از دل بی رحم دلبر داشتم؟
  4. شمارهٔ ۲۴۸گله تا حشر اگر زیار کنم
  5. شمارهٔ ۲۴۹مپندار نا شادی یار دارم
  6. شمارهٔ ۲۵۰باز بر درگهت ای مایهٔ ناز آمده‌ام
  7. شمارهٔ ۲۵۱هرگز نیافت کس اثری در ترانه‌ام
  8. شمارهٔ ۲۵۲گرچه در باغ سر کوی تو ای گل خارم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.