پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۶

نمی‌دانم کسی در کوی او دارد گذر یا نه

اگر دارد گذر از حال دل دارد خبر یا نه

اثر در سنگ خارا دارد افغانم نمی‌دانم

که او را دل بود از سنگ خارا سخت‌تر یا نه

به کویش جرأت فریادم ار باشد ز بیدادش

رسد یارب به فریاد من آن بیدادگر یا نه

نهالی را کز آب دیده عمری پرورش دادم

ندانم بر مرادم عاقبت بخشد ثمر یا نه

پس از عمری که اذن یک نگه دارم نمی‌دانم

که گردد مانع نظاره آب چشم تر یا نه

نمی‌پرسی (سحاب) آمد به کویت یا نه ور آمد

تواند دیدت از بیم رقیبان یک نظر یا نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۸از او به یاری بختم امید غمخواری
  2. شمارهٔ ۲۹۹غم عشق تو را دلهای ویران خانه بایستی
  3. شمارهٔ ۳۰۰ای صاف‌تر تو را ز هر آئینه سینه‌ای
  4. شمارهٔ ۳۰۱آن کز دل خود ندیده باشی
  5. شمارهٔ ۳۰۲با رقیب ای سست پیمان نرد الفت باختی
  6. شمارهٔ ۳۰۳یار من یار کسی گشته و دلدار کسی
  7. شمارهٔ ۳۰۴کس ای نا مهربان یاران جانی
  8. شمارهٔ ۳۰۵که گفت مشک سیه را قرین ماه کنی؟
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.