پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۳

چند خونش رود از دیدهٔ نمناک برون؟

کاش از سینه رود این دل صد چاک برون

تو در اندیشه ی خون من و غافل که به حشر

بر نیاید تن صد پاره ام از خاک برون

چاره ی جور تو بیباک ندانم ورنه

آید آه دلم از عهده ی افلاک برون

ز آشیان من از اول گذرد هر بادی

که ز گلزار تو آرد خس و خاشاک برون

گر چو من ناله ای از سینه کشد مرغ چمن

خون دل از عوض می چکد از تاک برون

هوس وصل تو بیرون نتوان کرد ز جان

گرچه آید ز تن این جان هوسناک برون

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۵از اشک عاشقان که نماید به کوی تو
  2. شمارهٔ ۲۸۶مقصود دو مدعای من آمد جفای تو
  3. شمارهٔ ۲۸۷غافل است آن که از دلم دل او
  4. شمارهٔ ۲۸۸هر که کند منع من از روی تو
  5. شمارهٔ ۲۸۹شب‌های هجر خواب به چشم پر آب کو؟
  6. شمارهٔ ۲۹۰گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
  7. شمارهٔ ۲۹۱در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
  8. شمارهٔ ۲۹۲کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.