پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۶

مقصود دو مدعای من آمد جفای تو

نبود رضای مدعی از مدعای تو

خضر و من از حیات ابد بهره یافتیم

او ز آب زندگی و من از خاک پای تو

در وصلت اشتداد به هجران تزاید است

ای درد عشق چیست ندانم دوای تو؟

رفتی و از پیت من و خلقی، ولی ز ضعف

من از قفای خلقی و خلق از قفای تو

هم جان به لب رسیده ز دست وفای دل

هم دل به جان زدست دل بیوفای تو

خلق خدای بر تو ز دست فغان من

در شکوه و زدست تو من بر خدای تو

تیری فگنده بر تو و پیکان خود (سحاب)

بگذاشت در دلت که بود خونبهای تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۸هر که کند منع من از روی تو
  2. شمارهٔ ۲۸۹شب‌های هجر خواب به چشم پر آب کو؟
  3. شمارهٔ ۲۹۰گفتم: به دل شکیب تو حسرت نصیب کو؟
  4. شمارهٔ ۲۹۱در دام صیاد ای فلک یا ذوق فریادم مده
  5. شمارهٔ ۲۹۲کردی به اشتباه کسی سوی من نگاه
  6. شمارهٔ ۲۹۳دردا که وفا در این زمانه
  7. شمارهٔ ۲۹۴به بند زلف آن دلبر دلم همراه جان مانده
  8. شمارهٔ ۲۹۵یاری از یار من و چرخ ستمکار مخواه
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.