پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۰

به زلف او همه دل‌های دل فگاران بین

به بی قرار دگر جای بی قراران بین

چو بزم وصل بود گو مباد گشت چمن

به جای عارض گل روی گلعذاران بین

به بی وفائی یار و به بی ثباتی عمر

گواه عهد گل و موسم بهاران بین

به گلشن آی و ز شوق عذار همچو گلت

هزار ناله زهر گوشه از هزاران بین

اگر ندیده ای از زلف خویش تیره تری

به تیره روزی ما تیره روزگاران بین

وفاست چون گنه ما خوشست عفو اما

به زیر تیغ امید گناه کاران بین

جدا ز ماه رخ آن نگار همچو سحاب

روان ز چشم (سحاب) اشک همچو باران بین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۲کس نگفت ای دل به این لیلی و شان نظاره کن
  2. شمارهٔ ۲۸۳چند خونش رود از دیدهٔ نمناک برون؟
  3. شمارهٔ ۲۸۴بندد دل ار چنین خم مشکین کمند او
  4. شمارهٔ ۲۸۵از اشک عاشقان که نماید به کوی تو
  5. شمارهٔ ۲۸۶مقصود دو مدعای من آمد جفای تو
  6. شمارهٔ ۲۸۷غافل است آن که از دلم دل او
  7. شمارهٔ ۲۸۸هر که کند منع من از روی تو
  8. شمارهٔ ۲۸۹شب‌های هجر خواب به چشم پر آب کو؟
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.