پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی

سحاب اصفهانی

غزلیات

۳۱۵ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۸۱ پیشتر کاین دل درون سینه ماوا کرده بود
  2. شمارهٔ ۱۸۲ از دست تست باده به کامم چنان لذیذ
  3. شمارهٔ ۱۸۳ تنها منم نه از همه کس خاکسارتر
  4. شمارهٔ ۱۸۴ از بس گرفته خو بخیالت دل صبور
  5. شمارهٔ ۱۸۵ آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
  6. شمارهٔ ۱۸۶ کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
  7. شمارهٔ ۱۸۷ بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
  8. شمارهٔ ۱۸۸ دلش از عشق خون به سینه نگر
  9. شمارهٔ ۱۸۹ مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
  10. شمارهٔ ۱۹۰ از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز
  11. شمارهٔ ۱۹۱ جدا کرد از منت بخت بد امروز
  12. شمارهٔ ۱۹۲ صباح عید صیام است ساقیا برخیز
  13. شمارهٔ ۱۹۳ سوی قد سرو و رخ گل چون نگرد کس
  14. شمارهٔ ۱۹۴ ز دوری تو نمردم همین گناهم بس
  15. شمارهٔ ۱۹۵ ذوقی مبادش از غم صیاد در قفس
  16. شمارهٔ ۱۹۶ هر که دید آن گل عارض مژهٔ خونبارش
  17. شمارهٔ ۱۹۷ تا پیر می فروش چه آمد سعادتش
  18. شمارهٔ ۱۹۸ آنکه می گشت سکندر به جهان در طلبش
  19. شمارهٔ ۱۹۹ چو پرده بر فتد از روی مهر آسایش
  20. شمارهٔ ۲۰۰ به راهی می‌کشد عشقم که پیدا نیست پایانش
  21. شمارهٔ ۲۰۱ خوشا آن روزگار خوش که با من بود یاری خوش
  22. شمارهٔ ۲۰۲ نه از پیوند هر آلوده دامانی بود باکش
  23. شمارهٔ ۲۰۳ اگر ز آمیزش اغیار نبود یار من عارش
  24. شمارهٔ ۲۰۴ گر خواهی ای صبا خبری خوش رسانیش
  25. شمارهٔ ۲۰۵ نه همین ز شرم در بر نکشیده‌ام هنوزش
  26. شمارهٔ ۲۰۶ به ناکامی دهم جان چون ببینم روی گلفامش
  27. شمارهٔ ۲۰۷ ز چشم غیر پوشیدم جمالش
  28. شمارهٔ ۲۰۸ بس آنجا رفته بر خاک آرزویش
  29. شمارهٔ ۲۰۹ اگر با غیر خواهم سر گرانش
  30. شمارهٔ ۲۱۰ روزی که یکی شیفته آمد به کمندش
  31. شمارهٔ ۲۱۱ تا نئی از قید جان و تن خلاص
  32. شمارهٔ ۲۱۲ رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض
  33. شمارهٔ ۲۱۳ بهر بر چیدن چو چیدند این بساط
  34. شمارهٔ ۲۱۴ بلبل به چمن چنان کند حظ
  35. شمارهٔ ۲۱۵ چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع
  36. شمارهٔ ۲۱۶ یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
  37. شمارهٔ ۲۱۷ ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
  38. شمارهٔ ۲۱۸ بار در بزم وصال تو شب تار فراق
  39. شمارهٔ ۲۱۹ خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
  40. شمارهٔ ۲۲۰ زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
  41. شمارهٔ ۲۲۱ خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
  42. شمارهٔ ۲۲۲ هر عهد به هر کسی که بستم
  43. شمارهٔ ۲۲۳ ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
  44. شمارهٔ ۲۲۴ از تغافل یا تو را با خویش مایل می‌کنم
  45. شمارهٔ ۲۲۵ گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم
  46. شمارهٔ ۲۲۶ چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم
  47. شمارهٔ ۲۲۷ آمد ز درو داد به کف جام شرابم
  48. شمارهٔ ۲۲۸ در عشق چو باید که به ناچار بمیرم
  49. شمارهٔ ۲۲۹ دل صید کمند تست جان هم
  50. شمارهٔ ۲۳۰ خواهم اگر به کوی تو خاکی به سر کنم
  51. شمارهٔ ۲۳۱ بر سر نازش در آن کو با رقیبان نیستم
  52. شمارهٔ ۲۳۲ چو باشد آن لب میگون شراب ارغوانی هم
  53. شمارهٔ ۲۳۳ این چه دام است ندانم که در آن افتادم؟!
  54. شمارهٔ ۲۳۴ خوش آنکه ره عیش به اغیار گرفتیم
  55. شمارهٔ ۲۳۵ به کوی می فروش افتاد راهم
  56. شمارهٔ ۲۳۶ چون شادی بی غم به جهان یاد ندارم
  57. شمارهٔ ۲۳۷ از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
  58. شمارهٔ ۲۳۸ روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم
  59. شمارهٔ ۲۳۹ چه غم گر در بهاری بوسهٔ او نقد جان دادم
  60. شمارهٔ ۲۴۰ دل که پیش دوست گوید خون شدم

متن اشعار به نقل از گنجور.