پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

به کوی می فروش افتاد راهم

ز آسیب حوادث در پناهم

به غیر از دل که آن هم مایل تست

که خواهد بود در محشر گواه هم

سیه کاری چشمان سیاهم

نشاند آخر به این روز سیاهم

نبودش خاطر از قتلم تسلی

به حرف غیر بگذشت از گناهم

در اول از وفاداری با غیر

فگند آن بی وفا در اشتباهم

همین تأثیر دارد آه بسیار

که باید نیست تأثیری در آهم

چه حاصل گر (سحابم) من که دایم

ز من فیضی نمییابد گیاهم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷از غم عشقی کز آن آتش به جان انداختیم
  2. شمارهٔ ۲۳۸روز جزا چون ادعای جان ناقابل کنم
  3. شمارهٔ ۲۳۹چه غم گر در بهاری بوسهٔ او نقد جان دادم
  4. شمارهٔ ۲۴۰دل که پیش دوست گوید خون شدم
  5. شمارهٔ ۲۴۱به خاک پاکم کنید چندی فغان و غوغا پس از هلاکم
  6. شمارهٔ ۲۴۲در هجر تو پروای دل زار ندارم
  7. شمارهٔ ۲۴۳پیش از این باری اگر در بزم یاری داشتم
  8. شمارهٔ ۲۴۴کجا اندیشه از چشم بد ایام می‌کردم؟
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.