پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۰

زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال

کاندیشه ی وصال توام رفته از خیال

بخت ار مدد کند به وصالش رسم ولی

موقوف بر محال نباشد بجز وصال

از چنگ او چگونه گریزم که می رسد

شاهین تیز پر به حمام شکسته بال؟!

لطفت نکرد چاره ی قهر فلک زمن

مسکین کسی که گشت به لطف تو مستمال

ممنوع از آن که تا نشوم چون رسن به او

چون منع خود کند چو رسد تشنه بر زلال

چون از غرور حسن نگویی جواب من

آن به که نیست پیش توام قدرت سؤال

دایم برش حکایت رفتن کند (سحاب)

کو غیر ازین زهر کسی سخنی گیردش ملال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۲هر عهد به هر کسی که بستم
  2. شمارهٔ ۲۲۳ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
  3. شمارهٔ ۲۲۴از تغافل یا تو را با خویش مایل می‌کنم
  4. شمارهٔ ۲۲۵گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم
  5. شمارهٔ ۲۲۶چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم
  6. شمارهٔ ۲۲۷آمد ز درو داد به کف جام شرابم
  7. شمارهٔ ۲۲۸در عشق چو باید که به ناچار بمیرم
  8. شمارهٔ ۲۲۹دل صید کمند تست جان هم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.