پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

بلبل به چمن چنان کند حظ

ما راست بکویت آنچنان حظ

از لذت دامش آگهی نیست

مرغی که کند در آشیان حظ

دارد می ناب ارغوانی

یا آن رخ همچو ارغوان حظ

ما جور کشیم و تو جفا کیش

ما راست ازین تو را از آن حظ

از وصل تو دوستان نکردند

یک بار به رغم دشمنان حظ

دردا که در این زمانه دارد

نه نام نشاط و نه نشان حظ

شد بیتو (سحاب) پیر و از تو

یک بار نکرد ای جوان حظ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
  2. شمارهٔ ۲۱۷ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
  3. شمارهٔ ۲۱۸بار در بزم وصال تو شب تار فراق
  4. شمارهٔ ۲۱۹خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
  5. شمارهٔ ۲۲۰زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
  6. شمارهٔ ۲۲۱خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
  7. شمارهٔ ۲۲۲هر عهد به هر کسی که بستم
  8. شمارهٔ ۲۲۳ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.