پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۷

ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف

آورده خار گلبن حسنت به بار حیف

از بس حذر نکردیم از آه دل کنون

از دود آهم آئینه ات گشته تار حیف

شد غنچه ی لب و گل رویت نهان ز خط

زان غنچه صد دریغ وز آن گل هزار حیف

آمد به بار گل بسی آری، در این چمن

بیش از دو روز لیک نماند به بار حیف

باشد اگر چه فصل بهار از پی خزان

لیک این خزان نباشدش از پی بهار حیف

تا جیش خط به عرصه ی حسن تو تاخته است

پنهان شده است مهر رخت در غبار حیف

پوشید از (سحاب) ز بس رخ کنون تو را

زیر سحاب خط شده ماه عذار حیف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۹خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
  2. شمارهٔ ۲۲۰زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
  3. شمارهٔ ۲۲۱خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
  4. شمارهٔ ۲۲۲هر عهد به هر کسی که بستم
  5. شمارهٔ ۲۲۳ایمن نباشد عاشقی در کویت از تیغ ستم
  6. شمارهٔ ۲۲۴از تغافل یا تو را با خویش مایل می‌کنم
  7. شمارهٔ ۲۲۵گر زآن که فغانی ز دل زار برآرم
  8. شمارهٔ ۲۲۶چنان در بزم غیر امشب غمین از وصل جانانم
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.