پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

از دست تست باده به کامم چنان لذیذ

خون منت به کام بود آنچنان لذیذ

چون زاهد از کفش نستانم قدح که نیست

غم ناگوار و باده زدست بتان لذیذ

دشنام اگر دهد عوض بوسه گوبده

کان هم بود چو بوسه ی او ز آن دهان لذیذ

گر پیرم ار جوان، نکنم ترک می که، هست

در کام پیر خوش به مذاق جوان لذیذ

تا چند کام جان من از زهر هجر تلخ

ای شربت وصال تو در کام جان لذیذ

چون زهر زخم تیغ بود ناگوار لیک

هم این زدست تست گوارا هم آن لذیذ

از بس چشید لذت هجران مذاق من

شد در مذاق زهر غم آسمان لذیذ

باشد لذیذ خون (سحابت) چنان به کام

کز جام زر به کام تو خون رزان لذیذ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴از بس گرفته خو بخیالت دل صبور
  2. شمارهٔ ۱۸۵آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
  3. شمارهٔ ۱۸۶کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
  4. شمارهٔ ۱۸۷بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
  5. شمارهٔ ۱۸۸دلش از عشق خون به سینه نگر
  6. شمارهٔ ۱۸۹مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
  7. شمارهٔ ۱۹۰از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز
  8. شمارهٔ ۱۹۱جدا کرد از منت بخت بد امروز
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.