پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۳

تنها منم نه از همه کس خاکسارتر

هر کس عزیزتر به بر اوست خوارتر

او زاشتیاق صحبت غیر است بیقرار

من گشته ام زغیرت او بیقرارتر

زهر اجل به کام بود گرچه ناگوار

نبود ولی ز زهر غمت ناگوارتر

از عشق آن نگار دل هر کسی فگار

اما دل من از همه دلها فگارتر

هر گه که یار را نگرم هم نشین غیر

او شرمسار گردد و من شرمسارتر

زان طره ی سیاه ندیده است هیچ کس

از من به روزگار سیه روزگارتر

دانی که گشت از همه نومید تر ز تو؟

هر کس زعاشقان بتو امیدوارتر

آن مه چو برق گرم تغافل گذشت و کرد

چشم (سحاب) را زسحاب اشکبارتر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۵آورده ام بکف باز زلف نگار دیگر
  2. شمارهٔ ۱۸۶کشیم بارز کویت به سوی یار دگر
  3. شمارهٔ ۱۸۷بر آن سرم که دهم دل به دلنواز دگر
  4. شمارهٔ ۱۸۸دلش از عشق خون به سینه نگر
  5. شمارهٔ ۱۸۹مردیم و دل ز دست غمش در فغان هنوز
  6. شمارهٔ ۱۹۰از عاشقی نگشته دلت مهربان هنوز
  7. شمارهٔ ۱۹۱جدا کرد از منت بخت بد امروز
  8. شمارهٔ ۱۹۲صباح عید صیام است ساقیا برخیز
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.