پرش به محتوای اصلی
سحاب اصفهانی سحاب اصفهانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۲

رود ز جانم اگر بنگرم بر آن عارض

هزار عارضه ام گر بود به جان عارض

به عشق تا نزند طعنه ناصحم چه شود؟

که یک رهش بنمایی به امتحان عارض

بیفتد از نظر عندلیب عارض گل

دهد چو جلوه گل من به گلستان عارض

نگار سرو قدم داشت نسبتی آری

به سرو و ماه از آن قامت و از آن عارض

نه سرو داشت اگر ماه آسمان قامت

نه ماه داشت اگر سرو بوستان عارض

عنان بلبل و قمری گهی ز دست شدی

که سرو داشتی آن قامت و گل آن عارض

(سحاب) داشت نهان عارضت ز غیر و دریغ

که او کنون کند از روی تو نهان عارض

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۴بلبل به چمن چنان کند حظ
  2. شمارهٔ ۲۱۵چون تو می خواهیم از خود به نگاهی قانع
  3. شمارهٔ ۲۱۶یار رقیب شد به فسون یار من دریغ
  4. شمارهٔ ۲۱۷ز اطراف گلستان تو روئیده خار حیف
  5. شمارهٔ ۲۱۸بار در بزم وصال تو شب تار فراق
  6. شمارهٔ ۲۱۹خواهد هزار زنده ز غیرت شود هلاک
  7. شمارهٔ ۲۲۰زان گونه در فراق تو نومیدم از وصال
  8. شمارهٔ ۲۲۱خطت دمید و آمدی ای غمگسار دل
همه‌ی غزلیات ←

سحاب اصفهانی درباره‌ی سحاب اصفهانی

میرزا سید محمد سحاب اصفهانی (درگذشته به سال ۱۲۲۹ هجری قمری) فرزند سید احمد هاتف اصفهانی و از شعرای عهد فتح‌علی‌شاه و از مداحان اوست. سحاب در علم نجوم و طب، شعرشناسى و فنون ادبى داراى اطلاعات کافى بود. در اواسط زندگى به مکه معظمه سفر کرده و بعد از بازگشت به منصب داروغگى دفتر همایون رسید. کالبد او را به امر فتحعلى‌ شاه...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.