پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی

شمس مغربی

غزلیات

۱۹۲ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۱۲۱ بر دو عالم پادشاهی میکنم
  2. شمارهٔ ۱۲۲ از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم
  3. شمارهٔ ۱۲۳ ما مست و خراب چشم یاریم
  4. شمارهٔ ۱۲۴ گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم
  5. شمارهٔ ۱۲۵ ز چشم مست ساقی من ‌‌‌‌‌خرابم
  6. شمارهٔ ۱۲۶ معنی حسن تو در صورت جان میبینم
  7. شمارهٔ ۱۲۷ ما از میان خلق کناری گرفته ایم
  8. شمارهٔ ۱۲۸ یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  9. شمارهٔ ۱۲۹ من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  10. شمارهٔ ۱۳۰ منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  11. شمارهٔ ۱۳۱ ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
  12. شمارهٔ ۱۳۲ دیده وام گشته از تو برویت نگرم
  13. شمارهٔ ۱۳۳ صنما هر نفسی در گذرت می‌بینم
  14. شمارهٔ ۱۳۴ گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم
  15. شمارهٔ ۱۳۵ دلبری دارم که در فرمان او باشد دلم
  16. شمارهٔ ۱۳۶ ای روی تو در حجاب کَونین
  17. شمارهٔ ۱۳۷ ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
  18. شمارهٔ ۱۳۸ ار رخت پنهان بنور خویشتن
  19. شمارهٔ ۱۳۹ خود پرستی پیشه دارد روز و شب
  20. شمارهٔ ۱۴۰ ز چشم من توئی در جمال خود نگران
  21. شمارهٔ ۱۴۱ کو جذبه که آن بستاند مرا از من
  22. شمارهٔ ۱۴۲ دلی دارم که باشد جای جانان
  23. شمارهٔ ۱۴۳ گنج های بینهایت یافتم در کنج جان
  24. شمارهٔ ۱۴۴ ایدوست بیا بر نظر ما نظری کن
  25. شمارهٔ ۱۴۵ قطره ائی از قعر دریا دم مزن
  26. شمارهٔ ۱۴۶ چه ساقی است که مست مدام اوست جهان
  27. شمارهٔ ۱۴۷ ایدل اینجا کوی جانان است از جان دم مزن
  28. شمارهٔ ۱۴۸ پیش و قد ریش از سر و گلستان دم مزن
  29. شمارهٔ ۱۴۹ بیا ز چهره خوبان جمال خود را ببین
  30. شمارهٔ ۱۵۰ گفتمش خواهم که بینم مر ترا ای نازنین
  31. شمارهٔ ۱۵۱ ای همه صفات من آینه صفات تو
  32. شمارهٔ ۱۵۲ هیچکسی به خویشتن ره نبرد به سوی او
  33. شمارهٔ ۱۵۳ آنکه عمری در پی او می‌دویدم سو‌ به سو
  34. شمارهٔ ۱۵۴ صفت و شکل و دهانش بزبان هیچ مگو
  35. شمارهٔ ۱۵۵ عشق من حسن ترا درخور اگر هست بگو
  36. شمارهٔ ۱۵۶ بیا دلا به کجا خورده‌ای شراب بگو
  37. شمارهٔ ۱۵۷ آن مرغ بلند آشیانه
  38. شمارهٔ ۱۵۸ آن که خود را مینماید در رخ خوبان چو ماه
  39. شمارهٔ ۱۵۹ لب ساقی مرا هم نقل و هم جام است و هم باده
  40. شمارهٔ ۱۶۰ منم ز یار نگارین خود جدا مانده
  41. شمارهٔ ۱۶۱ ای در پس هر لباس و پرده
  42. شمارهٔ ۱۶۲ آغاز مشتریست به بازار آمده
  43. شمارهٔ ۱۶۳ مرا آن لبت خندان تازه
  44. شمارهٔ ۱۶۴ آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه
  45. شمارهٔ ۱۶۵ ز چشم من چو تو ناظر به حسن خویشتننی
  46. شمارهٔ ۱۶۶ چو تافت بر دل و بر جانم آفتاب تجلی
  47. شمارهٔ ۱۶۷ زد حلقه دوش بر دل ما یار معنوی
  48. شمارهٔ ۱۶۸ سبو بشکن که آبی‌، نی سبویی
  49. شمارهٔ ۱۶۹ پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهی
  50. شمارهٔ ۱۷۰ ای دیده بگو از چه سبب مست و خرابی
  51. شمارهٔ ۱۷۱ دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
  52. شمارهٔ ۱۷۲ تو نگارا به لطافت همگی جان و دلی
  53. شمارهٔ ۱۷۳ جنون فوق عایات الجنونی
  54. شمارهٔ ۱۷۴ مرا به خلوت جان دلبریست پنهانی
  55. شمارهٔ ۱۷۵ چو نیست چشم دلت تا جمال او بینی
  56. شمارهٔ ۱۷۶ چه باده است که مست است میفروش از وی
  57. شمارهٔ ۱۷۷ تو میخواهی که تا تنها تو باشی
  58. شمارهٔ ۱۷۸ تا تو اندر مراتب عددی
  59. شمارهٔ ۱۷۹ رخ دلدار را نقاب توئی
  60. شمارهٔ ۱۸۰ شهدتُ فیک جمالاً فنيتُ فیه بِذاتي

متن اشعار به نقل از گنجور.