پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۶

ای روی تو در حجاب کَونین

بردار ز رخ نقاب کَونین

حیف است که بحر تو نهان است

وانگاه عیان حجاب کَونین

با بحر وجود تو نشاید

ایدوست دمی سراب کَونین

برقی بجهان ز مهر رویت

بشکافت ز هم سراب کَونین

نی‌نی غلطم که هست رویت

ظاهر تر از آفتاب کَونین

محجوب هستم و مانده ام دور

از روی تو در حجاب کَونین

سرچشمه چشم من بکلی

پوشیده شد از تراب کَونین

عمریست که تشنه توام من

سیراب شده ز آب کَونین

برتافت عنان جان و دل را

از جانب تو حباب کَونین

خواهم که شوم خراب چشمت

تا کی بشوم خراب کَونین

زین بیش مدار بیقرارم

سرگشته در انقلاب کَونین

از گردن مغربی بلطفت

بگشا گره طناب کَونین

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۸ار رخت پنهان بنور خویشتن
  2. شمارهٔ ۱۳۹خود پرستی پیشه دارد روز و شب
  3. شمارهٔ ۱۴۰ز چشم من توئی در جمال خود نگران
  4. شمارهٔ ۱۴۱کو جذبه که آن بستاند مرا از من
  5. شمارهٔ ۱۴۲دلی دارم که باشد جای جانان
  6. شمارهٔ ۱۴۳گنج های بینهایت یافتم در کنج جان
  7. شمارهٔ ۱۴۴ایدوست بیا بر نظر ما نظری کن
  8. شمارهٔ ۱۴۵قطره ائی از قعر دریا دم مزن
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.