پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۰

ای دیده بگو از چه سبب مست و خرابی

ول دل تو چنین مست و خراب از چه شرابی

ای سینه بی کینه تو مجروح چرایی

سوزان جگر از چه چنین گشته کبابی

ای ماه شب افروز چرا زار و نزاری

وی مهر درخشنده چرا در تب و تابی

ای چرخ چرا یک نفس آرام نگیری

در چرخ چرائی و چرا بی‌خور و خوابی

آن آب کدام است که از وی تو بخاری

وان بحر چه بحر است که از وی تو حبابی

ای یار چه در پرده نهان میشوی خود

چون غیر توئی عین توئی و تو حجابی

با مغربی ار زانکه عیانی کنی ای دوست

در آینه با عکس رخ خود متابی

چون ناظر رخسار تو جز دیده تو نیست

سرو ز چه روی تو فرو هشته نقابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۲تو نگارا به لطافت همگی جان و دلی
  2. شمارهٔ ۱۷۳جنون فوق عایات الجنونی
  3. شمارهٔ ۱۷۴مرا به خلوت جان دلبریست پنهانی
  4. شمارهٔ ۱۷۵چو نیست چشم دلت تا جمال او بینی
  5. شمارهٔ ۱۷۶چه باده است که مست است میفروش از وی
  6. شمارهٔ ۱۷۷تو میخواهی که تا تنها تو باشی
  7. شمارهٔ ۱۷۸تا تو اندر مراتب عددی
  8. شمارهٔ ۱۷۹رخ دلدار را نقاب توئی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.