پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۹

پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهی

نا خوش است از زشت و لاغر لاف حسن و فربهی

خوش نباشد با اسیری از امیری دم زدن

زشت باشد با گدائی لاف و دعوی شهی

تو سلیمانی ولیکن دیو دارد خاتمت

یوسفی اما عزیز من هنوز اندر چهی

دعوی ناکرده خودرا از خودی خود بخود

خلق را دعوی بخود کردن بود از ابلهی

تو تهی از حق از آنی کز خودی خود پری

پر ز حق آن دم شوی کز خویشتن گردی تهی

ابتدائی نیست ره را پس تو چونی مبتدی

انتهایی نیست حق را پس تو چونی منتهی

ابتدا و انتها بود آن او نه از تو است

بگذری از هر دو یکباره و از خود وارهی

طفل راهی رو طلز کن پیر ره بینی بحق

تا زمام اختیار خود بدست او دهی

روز و شب در نور ارشادش همی رو ره را

تا قدم از ظلمت آباد دل بیرون نهی

بعد از آن چون مغربی از راه و رهرو فارغ است

رهرو و ره را بدور انداز اگر مرد رهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۱دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
  2. شمارهٔ ۱۷۲تو نگارا به لطافت همگی جان و دلی
  3. شمارهٔ ۱۷۳جنون فوق عایات الجنونی
  4. شمارهٔ ۱۷۴مرا به خلوت جان دلبریست پنهانی
  5. شمارهٔ ۱۷۵چو نیست چشم دلت تا جمال او بینی
  6. شمارهٔ ۱۷۶چه باده است که مست است میفروش از وی
  7. شمارهٔ ۱۷۷تو میخواهی که تا تنها تو باشی
  8. شمارهٔ ۱۷۸تا تو اندر مراتب عددی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.