پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

تا تو اندر مراتب عددی

گه دهی و گه هزار و گاه صدی

لب را قشر و قشر را لبی

جسم‌را روح و روح را جسدی

نیستی هیچ خالی از کثرت

تا درین معرض و درین صددی

گاه ابری و گاه بارانی

گاه بحری و گه برآن زبدی

بلبل نوبهار بستانی

گلرخ و ماه روی و سرو قدی

خوبی روی هر پریرویی

زیب و هر زلف و خط و خال و خدی

بحقیقت ترا جهان ولد است

گرچه او را ت این زمان ولدی

گرچه در اسم و نعت بسیاری

لیک در ذات واحد احدی

پیش از این بود مغربی ازلی

مدتی شد که گشته ابدی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰شهدتُ فیک جمالاً فنيتُ فیه بِذاتي
  2. شمارهٔ ۱۸۱دوش ان صنم بیگانه‌وش بگذشت بر من چون پری
  3. شمارهٔ ۱۸۲چه باشد اگر زانکه تو گاه گاهی
  4. شمارهٔ ۱۸۳ای حسن تو در آیینه صورا و معنی
  5. شمارهٔ ۱۸۴تو ز مائی ولی ما را ندانی
  6. شمارهٔ ۱۸۵ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابی
  7. شمارهٔ ۱۸۶منم مست از لب ساقی نه از می
  8. شمارهٔ ۱۸۷ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوری
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.