پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۹

رخ دلدار را نقاب توئی

چهره یار را حجاب توئی

بتو پوشیده است مهر رخش

ابر بر روی آفتاب توئی

شد یقینم که پیش اهل یقین

پرده شک و ارتیاب توئی

بر سر بحر بینهایت او

سر بر آورده چون حباب توئی

تو سرابی به پیش اهل نظر

گرچه دعوی کنی که آب توئی

نگرفتم ترا بهیچ حساب

باز دیدم که در حساب توئی

برتو است این عذاب گوناگون

علت این همه عذاب توئی

آنکه ناخورده او می ازلی

مست گردید و شد خراب توئی

مغربی این خطاب با کس نیست

آنکه با اوست اینخطاب توئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۱دوش ان صنم بیگانه‌وش بگذشت بر من چون پری
  2. شمارهٔ ۱۸۲چه باشد اگر زانکه تو گاه گاهی
  3. شمارهٔ ۱۸۳ای حسن تو در آیینه صورا و معنی
  4. شمارهٔ ۱۸۴تو ز مائی ولی ما را ندانی
  5. شمارهٔ ۱۸۵ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابی
  6. شمارهٔ ۱۸۶منم مست از لب ساقی نه از می
  7. شمارهٔ ۱۸۷ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوری
  8. شمارهٔ ۱۸۸صنما چرا نقاب از رخ خود نمیگشائی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.