پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۲

چه باشد اگر زانکه تو گاه گاهی

کنی سوی افتادگانت نگاهی

چه خوش باشد ار زانکه چون من گدا را

نگاهی کند همچو تو پادشاهی

دلم را ربوده است هندوی زلفت

بجز ترک چشمت ندارم پناهی

کشیده است بر خِطّهٔ رومِ رویت

ز هند و حبش شاه‌ِ خَطَّت سپاهی

مدام است مایل به خال تو زلفت

سیاهی نخواهد به غیر از سیاهی

هلالی و ابری ز رخسار و ابرو

تو پیوسته داری به هر سال و ماهی

نگاهی به روی تو کردم نهانی

جز‌ اینم نبوده‌ست دیگر گناهی

بود مغربی را ز اندوه هجران

غمی همچو کوهی تنی همچو کاهی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۴تو ز مائی ولی ما را ندانی
  2. شمارهٔ ۱۸۵ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابی
  3. شمارهٔ ۱۸۶منم مست از لب ساقی نه از می
  4. شمارهٔ ۱۸۷ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوری
  5. شمارهٔ ۱۸۸صنما چرا نقاب از رخ خود نمیگشائی
  6. شمارهٔ ۱۸۹ای درخشان ز رخت مهر سپهر عالی
  7. شمارهٔ ۱۹۰آنکه جان یابم از از انفاس خوشش هر نفسی
  8. شمارهٔ ۱۹۱ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.