پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۷

ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوری

از سرّ تو جان یافته هر لحظه سروری

در سایه جان ز آتش سودای تو سوزیست

آن نیست که خاص است ظهورت به ظهوری

تا پرتو خورشید تو بر کون بتابید

ذرّات جهان را نبود هیچ ظهوری

در جنّت دیدار و تماشای جمالت

باشد ز قصور ار بُوَدَم میل به حوری

سرمست چنان است که از صحبت جانان

کاو را ز خود اندر دو جهان نیست شعوری

در خلوت پنهان دل از صحبت جانان

بی‌عالم عشقت نتوان یافت حضوری

ای مغربی از ملک سلیمان چه زنی دم

چون نیست تو را حوصله دانش موری

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۹ای درخشان ز رخت مهر سپهر عالی
  2. شمارهٔ ۱۹۰آنکه جان یابم از از انفاس خوشش هر نفسی
  3. شمارهٔ ۱۹۱ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی
  4. شمارهٔ ۱۹۲دلا چرا تو چنین بیقرار و مضطربی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.