پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۵

ای آفتاب رویت هرسو فکنده تابی

وی از فروغ مهرت هر ذرّه آفتابی

از کیست قدر رویت چون نیست غیر تو کس

هر لحظه در لباسی هر لحمه در نقابی

ساقی و باده چون نیست الّا یکی پس از چه

در هر طرف فتاده مستی است از شرابی

دست تو در گل ما مهر تو در دل ما

نوریست در ظلامی، گنجی است در خرابی

چون کس نبود جز تو در عرصه دو عالم

کز وی کنی سوالی او را دهی جوابی

در آینه نظر کرد روی تو دید خود را

خویشتن درآمد هرلحظه در عتابی

با عکس خویش میگفت هر ساعتی حدیثی

با نفس خویش میکرد هر لحمه‌ای خطابی

ای آفتاب تابان در مغربی نظر کن

کز روی تست عکسی وز مهر توست تابی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۷ای هر نفس تافته بر دل ز‌ تو نوری
  2. شمارهٔ ۱۸۸صنما چرا نقاب از رخ خود نمیگشائی
  3. شمارهٔ ۱۸۹ای درخشان ز رخت مهر سپهر عالی
  4. شمارهٔ ۱۹۰آنکه جان یابم از از انفاس خوشش هر نفسی
  5. شمارهٔ ۱۹۱ترا که دیده نباشد نظر چگونه کنی
  6. شمارهٔ ۱۹۲دلا چرا تو چنین بیقرار و مضطربی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.