پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۵

ز چشم مست ساقی من ‌‌‌‌‌خرابم

نه آخر بیخود از جام شرابم

از آن ساعت که دیدم جام رویش

چو مویش روز و شب در پیچ و تابم

ندارم هیچ آرامی و خوابی

که چشم او ربود آرام و خوابم

گهی از ناله ام چون چرخ دولاب

که از سرگشتگی چون آسیابم

بجای اشک خون میبارم از چشم

نمان اندر جگر چون هیچ تابم

مرا عشقت چنان گم کرد از من

که من خود را اگر جویم نیابم

مرا عشق تو فانی کرد از من

چو دید از خود بغایت در عذابم

چنان باقی شدم اکنون بعشقت

که بی عشق تو چیزی در نیابم

کنون از مغربی رستم بکلی

که از مشرق برآمد آفتابم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۷ما از میان خلق کناری گرفته ایم
  2. شمارهٔ ۱۲۸یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  3. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۳۱ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
  6. شمارهٔ ۱۳۲دیده وام گشته از تو برویت نگرم
  7. شمارهٔ ۱۳۳صنما هر نفسی در گذرت می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۳۴گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.