پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۷

ما از میان خلق کناری گرفته ایم

واندر کنار خویش نگاری گرفته ایم

دامن نخست بر همه عالم فشانده ایم

وانگه بصدق دامن یاری گرفته ایم

از بهر قوت و طعمه شاهین جان و دل

از مرغزا قدس شکاری گرفته ایم

سرگشته گشته ایم‌ چو پرگار سالها

تا بر مسال نقطه قراری گرفته ایم

صد بار برون جسته ایم از حصار تن

تا بهر جان خویش حصاری گرفته ایم

اندر میان گرد به مردی رسیده ایم

تا عاقبت عنان سواری گرفته ایم

با آنکه هیچ کار نیاید ز مغربی

او را بیاری از پی کاری گرفته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  2. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۳۱ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
  4. شمارهٔ ۱۳۲دیده وام گشته از تو برویت نگرم
  5. شمارهٔ ۱۳۳صنما هر نفسی در گذرت می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۳۴گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم
  7. شمارهٔ ۱۳۵دلبری دارم که در فرمان او باشد دلم
  8. شمارهٔ ۱۳۶ای روی تو در حجاب کَونین
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.