پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۲

دیده وام گشته از تو برویت نگرم

زانکه شایسته دیدار تو نبود نظرم

چون ترا هر نفسی جلوه بجنسی دگر است

هر نفس زان نگران در تو بچشمی دگرم

توئی از منظر چشمم نگران بر رخ خویش

که توئی مردمک دیده و نور بصرم

هرکه بی‌رسم و اثر گشت برویش پی برد

من بی‌رسم و اثر ناشده پی می‌نبرم

تا زمن هست اثر، از تو نیابم اثری

کاشکی در دو جهان هیچ نبودی اثرم

نتوان برسر کوی تو کردن پرواز

تا ز اقبال تو حاصل نبود بال و پرم

بوی جانبخش تو همراه نسیم سحر است

زان سبب مرده انفاس نسیم سحرم

یار هنگام سحر بر دل ما کرد گذر

گفت چون جلوه کنان بر دل تو میگذرم

مغربی آینه دل ز غبار دو جهان

پاک بزدادی که پیوسته در او مینگرم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۴گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم
  2. شمارهٔ ۱۳۵دلبری دارم که در فرمان او باشد دلم
  3. شمارهٔ ۱۳۶ای روی تو در حجاب کَونین
  4. شمارهٔ ۱۳۷ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
  5. شمارهٔ ۱۳۸ار رخت پنهان بنور خویشتن
  6. شمارهٔ ۱۳۹خود پرستی پیشه دارد روز و شب
  7. شمارهٔ ۱۴۰ز چشم من توئی در جمال خود نگران
  8. شمارهٔ ۱۴۱کو جذبه که آن بستاند مرا از من
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.