پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۴

گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم

گه بهر ساز که سازی تو مرا میسازم

چون نیم در تو دمی در من بیچاره بدم

می نیاید بطرب هیچکس از آوازم

کبر و نازی که کنی بر من از آن مفتخرم

در میان همه عشاق از آن می‌نازم

عاشقی به زمنت کو که بوی پردازی

دلبری به ز توام کو که بوی پردازم

حسن مجموع بتان در نظرم میآید

چون نظر بر رخ زیبای تو می‌اندازم

چونکه هر لحظه ز تو حسن دگر میبینم

با تو هر لحظه از آن عشق دگر میبازم

شاهباز تو بدم، دست تو پروازم داد

باز بر دست تو آیم چو بخوانی بازم

بلبل روضه بستان و گلستان توام

هم بگلزار تو آیم چو دهی پروازم

مغربی نقطه آخر چو به اوّل پیوست

دیدم انجام من آنجاست که بود آغازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۶ای روی تو در حجاب کَونین
  2. شمارهٔ ۱۳۷ای نهان در ذات پاکت ذات کَون
  3. شمارهٔ ۱۳۸ار رخت پنهان بنور خویشتن
  4. شمارهٔ ۱۳۹خود پرستی پیشه دارد روز و شب
  5. شمارهٔ ۱۴۰ز چشم من توئی در جمال خود نگران
  6. شمارهٔ ۱۴۱کو جذبه که آن بستاند مرا از من
  7. شمارهٔ ۱۴۲دلی دارم که باشد جای جانان
  8. شمارهٔ ۱۴۳گنج های بینهایت یافتم در کنج جان
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.