پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۶

معنی حسن تو در صورت جان میبینم

عکس رخسار تو در جام جهان میبینم

دفتر حسن بتان را بنظر می دارم

از تو در هر ورقی نام و نشان میبینم

غمزه ایت را چو نظر میکنم از هر نظری

همه بر حسن رخت را نگران میبینم

گرچه از دیده اغیار نهان‌می گردی

منت از دیده اغیار عیان میبینم

میکنم هر نفسی دیده از نور تو وام

تا بدان دیده ترا گر بتوان میبینم

خویشتن را چو منم سایه تو زان شب و روز

در پیت بر صفت سایه دوان میبینم

که هویدا شوی از فرط نهانی بر من

گاه از فرط نهانیت عیان میبینم

تو یقینی و جهان جمله گمان من بیقین

مدتی شد که یقین را ز گمان میبینم

تو مرا مغربی از من به من و در من بین

چند گویی که ترا درد گران میبینم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۸یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  2. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  3. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  4. شمارهٔ ۱۳۱ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
  5. شمارهٔ ۱۳۲دیده وام گشته از تو برویت نگرم
  6. شمارهٔ ۱۳۳صنما هر نفسی در گذرت می‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۳۴گه چو چنگم و گاه چو نی بنوازم
  8. شمارهٔ ۱۳۵دلبری دارم که در فرمان او باشد دلم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.