پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۴

گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم

کزین در ظلمت کفرم وزان در نور ایمانم

نیم یک لحظه از سودای زلف و خال او خالی

گهی سرگشت اینم گهی آشفته آنم

حدیث کفر و دین پیشم مگو زیرا من مسکین

بجز رویش نمیبینم بجز مویش نمیدانم

ز شوق موی او باشد اگر زنّار دربندم

بیاد روی او باشد اگر قبله بگردانم

توئی مطلوب و مقصودم توئی معبود و مسجودم

اگر در مسجد اقصی و گر در دیر رهبانم

ادب از من چه میجویی چه میدانی که مدهوشم

طریق از من چه میپرسی چه میدانی که حیرانم

الا ای ساقی باقی بیاور باده و درده

که من از خویش بیزارم دمی از خویش بِرهانم

من آنطاقت کجا دارم که پیمان را نگهدارم

بیا ای ساقی باقی و بشکن عهد و پیمانم

تو مهر و مغربس سایه چنان کز تو پدید آید

که تا هم گم شوم در تو بتاب ای مهر تابانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۶معنی حسن تو در صورت جان میبینم
  2. شمارهٔ ۱۲۷ما از میان خلق کناری گرفته ایم
  3. شمارهٔ ۱۲۸یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  4. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  5. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  6. شمارهٔ ۱۳۱ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
  7. شمارهٔ ۱۳۲دیده وام گشته از تو برویت نگرم
  8. شمارهٔ ۱۳۳صنما هر نفسی در گذرت می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.