پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۴

آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه

و آنچه بنهفته ز اغیار بگویم یا نه

دارم از اسرار بسی در دل و در جان مخفی

اندکی زانهمه بسیار بگویم یا نه

گرچه از عالم اطوار برون آمده ام

سخنی پند باطوار بگویم یا نه

سخنی را که در آن بار بگفتم با تو

هست اجازت که درین بار بگویم یا نه

معنی حسن گل و صورت عشق بلبل

همه در گوش دل خار بگویم یا نه

وصف آنکس که درین کوچه و این بازار است

در سر کوچه و بازار بگویم یا نه

آنکه اقرار همی کرد چرا منکر شد

علت و موجب انکار بگویم یا نه

سبب آنکه یکی در همه عالم ظاهر

گشت در کسوت بسیار بگویم یا نه

سر این نقطه که او هر نفسی دایره ای

مینماید نه بتکرار بگویم یا نه

مغربی جمله گفتار بگفتی یا نه

آنچه گفتی تو بگفتار بگویم یا نه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۶چو تافت بر دل و بر جانم آفتاب تجلی
  2. شمارهٔ ۱۶۷زد حلقه دوش بر دل ما یار معنوی
  3. شمارهٔ ۱۶۸سبو بشکن که آبی‌، نی سبویی
  4. شمارهٔ ۱۶۹پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهی
  5. شمارهٔ ۱۷۰ای دیده بگو از چه سبب مست و خرابی
  6. شمارهٔ ۱۷۱دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
  7. شمارهٔ ۱۷۲تو نگارا به لطافت همگی جان و دلی
  8. شمارهٔ ۱۷۳جنون فوق عایات الجنونی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.