پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

مرا آن لبت خندان تازه

بتن هردم فرستد جان تازه

بچشم جان تازه هر زمانی

ناید چهره جانان تازه

دهد هر ساعتی طفل دلم را

نگارین شیر از پستان تازه

ز دریای دل و جانم برآرد

دمادم لولو مرجان تازه

برون آید مرا در جان و در دل

هزاران روضه و بستان تازه

نماید هر زمانی معجزی نو

بیارد حجت و برهان تازه

ولیعهد خودش سازد دگر بار

نویسد بهر او فرمان تازه

قدیمی عهد را سازد مجدد

کند با مغربی پیمان تازه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵ز چشم من چو تو ناظر به حسن خویشتننی
  2. شمارهٔ ۱۶۶چو تافت بر دل و بر جانم آفتاب تجلی
  3. شمارهٔ ۱۶۷زد حلقه دوش بر دل ما یار معنوی
  4. شمارهٔ ۱۶۸سبو بشکن که آبی‌، نی سبویی
  5. شمارهٔ ۱۶۹پیش شیران دعوی شیری مکن چون روبهی
  6. شمارهٔ ۱۷۰ای دیده بگو از چه سبب مست و خرابی
  7. شمارهٔ ۱۷۱دارد نشان یارم هر دلبری و یاری
  8. شمارهٔ ۱۷۲تو نگارا به لطافت همگی جان و دلی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.