پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۱

بر دو عالم پادشاهی میکنم

گرچه از ایزد گدایی می کنم

بنده حقم خداوند جهان

بر جهان زو کدخدایی می کنم

مر سما ره چون زمین طی کرده ام

بر زمین اکنون سمائی میکنم

هر دو عالم را ز پس بگذاشتیم

تا که اکنون پیشوایی میکنم

دارم از وجهی به عالم اتصال

گرچه از عالم جدائی میکنم

زان پس از بیگانگی از کائنات

گاه گاهی آشنایی میکنم

خستگان را نوشدارو میدهم

بستگاهن را درگشائی میکنم

لا تظن انّی فقیر مفلس

چون بگنجت راهنمایی میکنم

مغربی مرده افسرده را

روح بخشی جانفزائی میکنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۳ما مست و خراب چشم یاریم
  2. شمارهٔ ۱۲۴گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم
  3. شمارهٔ ۱۲۵ز چشم مست ساقی من ‌‌‌‌‌خرابم
  4. شمارهٔ ۱۲۶معنی حسن تو در صورت جان میبینم
  5. شمارهٔ ۱۲۷ما از میان خلق کناری گرفته ایم
  6. شمارهٔ ۱۲۸یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  7. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.