پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۲

از خانقه و صومعه و مدرسه رستیم

در کوی مغان با می و معشوق نشستیم

سجّاده و تسبیح به یک سوی فکندیم

در خدمت ترسا بچه زنّار ببستیم

در مصطبه ها خرقهٔ ناموس دریدیم

در میکده ها توبهٔ سالوس شکستیم

از دانه تسبیح شمردن برهیدیم

وز دام صلاح و ورع و زهد بجستیم

در کوی مغان نیست شدیم از همه هستی

چون نیست شدیم از همه هستی، همه رستیم

زین پس مطلب هیچ ز ما دانش و فرهنگ

ای عاقل هشیار که ما عاشق و مستیم

ما مست و خرابیم و طلبکار شرابیم

با آنکه چو ما مست و خراب است خوشستیم

المنة لله که ازین نفس پرستی

رستیم به کلی و کنون باده پرستیم

تا مغربی از مجلس ما رخت به در برد

او بود حجاب ره ما رفت برستیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۴گه از روی تو مجموعم گه از زلفت پریشانم
  2. شمارهٔ ۱۲۵ز چشم مست ساقی من ‌‌‌‌‌خرابم
  3. شمارهٔ ۱۲۶معنی حسن تو در صورت جان میبینم
  4. شمارهٔ ۱۲۷ما از میان خلق کناری گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۱۲۸یار تا من هستم از خود با خبر نگذاردم
  6. شمارهٔ ۱۲۹من که در صورت خوبان همه او می‌بینم
  7. شمارهٔ ۱۳۰منم که روی ترا بی‌نقاب می‌بینم
  8. شمارهٔ ۱۳۱ما از ازل مقامر و خمار آمدیم
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.