پرش به محتوای اصلی
شمس مغربی شمس مغربی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۷

آن مرغ بلند آشیانه

چون کرد هوای دام و دانه

پرواز گرفت گشت ظاهر

از سایه تیر او زمانه

مرغی که دو کون سایه اوست

در سایه خویش کرده خانه

مرغ دل ما ز هر دوعالم

اندر پی او گرفت لانه

ان مرغ شگرف ذات عشق است

بسمل و مقدس و یگانه

اوراست نعوت بی نهایت

اوراست صفات بیکرانه

بحریست که هر زمان ز موجش

صد بحر دگر شود روانه

با عشق همیشه عشق بازد

با خویشتن است جاودانه

معشوقه و عشق و عاشق آمد

آینه و روی و زلف و شانه

بر صورت خویش گشته عاشق

بر غیر نهاده صد بهانه

آواز خودش شنیده از خود

تهمت بنهاده بر چغانه

از نغمه خود سماع کرده

بی‌مطرب و بی‌دف و ترانه

فی‌الجمله ز غیر نیست پیدا

هم نام و نشان و هم نشانه

ایمغربی ضعیف و ناچیز

یاری تو گه درین میانه

بردار خودی خود ز‌خود تا

در دهر بمانی جاودانه

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۹لب ساقی مرا هم نقل و هم جام است و هم باده
  2. شمارهٔ ۱۶۰منم ز یار نگارین خود جدا مانده
  3. شمارهٔ ۱۶۱ای در پس هر لباس و پرده
  4. شمارهٔ ۱۶۲آغاز مشتریست به بازار آمده
  5. شمارهٔ ۱۶۳مرا آن لبت خندان تازه
  6. شمارهٔ ۱۶۴آنچه میدانم از آن یار بگویم یا نه
  7. شمارهٔ ۱۶۵ز چشم من چو تو ناظر به حسن خویشتننی
  8. شمارهٔ ۱۶۶چو تافت بر دل و بر جانم آفتاب تجلی
همه‌ی غزلیات ←

شمس مغربی درباره‌ی شمس مغربی

ملا محمد شیرین مغربی تبریزی معروف به شیرین یا ملامحمد شیرین و مشهور به شمس مغربی (۷۴۹–۸۰۹ هجری) صوفی و شاعر ایرانی نیمه دوم قرن هشتم هجری است. سال و محل وفات وی را یکی از سالهای ۸۰۹ تا ۸۱۰ قمری در سرخاب تبریز نوشته‌اند. وی در حظیره بابافرید به خاک سپرده شده است. علت ناموری و تخلص وی به مغربی را عده‌ای سفر او به مغرب و...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.